آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

ناراحتم ازت روزگار

1393/1/7 11:14
نویسنده : شهرزاد
832 بازدید
اشتراک گذاری

اينگار من به دنيا اومدم تا ظلم ببينم 

يواش يواش داره باورم ميشه

من در جاي خودم باشم

مادر

همسر

فرزند

خواهر

عروس

زن داداش

و بقيه حتي در حق خودشونم تمام نيستن چه برسه به من

يه موقع هايي به خودم ميگم

نباش

نکن

همسر نباش مادر نباش و...

اما نميتونم

اينکه بقيه ميتونن و من نميتونم اذيتم ميکنه

ميگم نباش

يه روز همسر نباش شهرام ميفهمه منم ميتونم

اما نميشه ديگه نميشه

دلم واقعا براي خودم ميسوزه

اينکه چشمتو رو وظايف همه ببندي از هيچ کس توقع نداشته باشي خيلي سخته به حرف راحته

اينکه همش روي پاي خودت بايستي سخته بخدا

اينکه بقيه در حقت ظلم کنن و تو خانم رفتار کني سخته

 

جالب تو فرهنگ ما ايرانيا زماني همه متوجه خوب بودن و گذشت ها ت ميشن که وقتي ميذارنت زير خاک

اونموقع ميشينن تحليل ميکنن اي بابا

اون موقع اينکارو در حقمون کرد

اي بابا

عجب زني بود اين همه مسئوليت گردنش بود صداش در نيومد

البته شايدم زمونه تغيير کرده

به جاي اينا بگن

چقدر احمق بود اين همه لطف ميکرد باز ما در حقش ظلم ميکرديم

يه موقع هايي فقط سعي ميکنم به خوبي هايي همکارم ((نيکخواه )) نگاه کنم خودمو اروم کنم

اين ادم فرشته است ٰادم نيست اصلا از جنس ادميزاد انگار نيست

 

 

اما خدا اون روز رو نياره که منم کم بيارم ديگه ببرم

چرا اخه ما مراقب حرفامون و رفتارامون نباشيم تا يه نفر کم بياره

 

شده عادت برام

بدي هاي ديگرونو ببينم

بگم خدا ميسپرم به خودت

خدا ببين

ببين خودت

بازم ميگذرم فقط تو ببين ................................

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

دنیز
10 فروردین 93 0:03
بعضی دوستیا شوخی شوخی میان و جاگیر میشن توی دلت ! تبدیل به یه عشق عمیق میشن … ته نشین میشن توی قلبت … ولی یه روز خیلی راحت تو سکوت میرن ! اونجا باورش سخته ، اونوقته که باید بلد باشی چطور با یه خاطره کنار بیای !
azar
10 فروردین 93 11:33
azizam to binaziri bebin chaghader moragheb hammeh hasti beh gheir az khodet o nokhodi kash onja boudam yek kam komak halet mishodam kheily az khodet moraghebat kon be joz khodet hichki delsozet nist love u azizam
شهرزاد
پاسخ
. شما لطف داری آذر جان چرا نمیای بیا دیگه ایران من خیلی دوست دارم تورو
مامان یاسمن و محمد پارسا
11 فروردین 93 1:41
عزیز دلم بازم غمگینی معلومه کسی ناراحتت کرده نمی دونم چی بگم یه موقعهای ادما ادم بودن خودشون یادشون می ره و تبدیل میشند به ... متا سفم برا این جور ادمها امیدوارم غم و ناراحتی از وجود نازنینت به دور باشه
شهرزاد
پاسخ
مامان رها
13 فروردین 93 20:42
پروردگارا مرابضاعت به قدری ست که نمیدانم در حق کسانی که دوستشان دارم چه دعایی بکنم اما میدانم که تو از حال آنان آگاهی ,پس بهترینها را برایشان فراهم گردان وحاجت دلشان را روا که خزان توهرگز تهی نمی گردد... این را بدان که خدا مرهم دردهاست هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردنش بیشتر در وجودت جای می گیرد...
شهرزاد
پاسخ
به به
دنیز
13 فروردین 93 22:14
در هياهوي زندگي دريافتم ؛ چه بسيار دويدن ها که فقط پاهايم را از من گرفت... در حالي که گويي ايستاده بودم ، چه بسيار غصه ها که فقط باعث سپيدي موهايم شد در حالي که قصه اي کودکانه بيش نبود ، دريافتم کسي هست که اگر بخواهد "مي شود" و اگر نخواهند "نمي شود" به همين سادگي ... کاش نه ميدويدم و نه غصه مي خوردم فقط او را مي خواندم و بس.....
شهرزاد
پاسخ
اینقدر زیبا بود که من مسج کردم به دوستام فرستادم مرسی دنیز عزیزم
الهام مامان علیرضا
16 فروردین 93 23:27
ایشالا خدا به حق این صبوری که داری بهترین ها رو بهت بده این روزهای دنیا هم میگذره اون کسی موفقه که ترازوی آخرتش پر باشه و من شک ندارم که تو هم یکی از اون ها هستی
شهرزاد
پاسخ
بعدا هی من باید رو خودم کار کنم غرور ورم نداره خو شوما نمیذاری دیگه مگه نگفتم من ظرفیت ندارم ههههههههههه
دنیز
26 فروردین 93 0:12
خوشحالم که خوشت اومد...واقعیت زندگی به نظر من همونه.فقط خدا
شهرزاد
پاسخ
مرسی عزیزم من کلی از جمله هات انرژی میگیرم باور کن .
دنیز
26 فروردین 93 0:25
بیخودی پرسه زدیم ،صبحمان شب بشود بیخودی حرص زدیم ، سهممان کم نشود ما خدا را با خود ، سر دعوا بردیم و قسم ها خوردیم ما به هم بد کردیم ،ما به هم بد گفتیم ما حقیقتها را ، زیر پا له کردیم و چقدر حظ بردیم ، که زرنگی کردیم روی هر حادثه ای ، حرفی از عشق زدیم از شما میپرسم ، ما که را گول زدیم ؟
شهرزاد
پاسخ
عالی بود