ناراحتم ازت روزگار
اينگار من به دنيا اومدم تا ظلم ببينم
يواش يواش داره باورم ميشه
من در جاي خودم باشم
مادر
همسر
فرزند
خواهر
عروس
زن داداش
و بقيه حتي در حق خودشونم تمام نيستن چه برسه به من
يه موقع هايي به خودم ميگم
نباش
نکن
همسر نباش مادر نباش و...
اما نميتونم
اينکه بقيه ميتونن و من نميتونم اذيتم ميکنه
ميگم نباش
يه روز همسر نباش شهرام ميفهمه منم ميتونم
اما نميشه ديگه نميشه
دلم واقعا براي خودم ميسوزه
اينکه چشمتو رو وظايف همه ببندي از هيچ کس توقع نداشته باشي خيلي سخته به حرف راحته
اينکه همش روي پاي خودت بايستي سخته بخدا
اينکه بقيه در حقت ظلم کنن و تو خانم رفتار کني سخته
جالب تو فرهنگ ما ايرانيا زماني همه متوجه خوب بودن و گذشت ها ت ميشن که وقتي ميذارنت زير خاک
اونموقع ميشينن تحليل ميکنن اي بابا
اون موقع اينکارو در حقمون کرد
اي بابا
عجب زني بود اين همه مسئوليت گردنش بود صداش در نيومد
البته شايدم زمونه تغيير کرده
به جاي اينا بگن
چقدر احمق بود اين همه لطف ميکرد باز ما در حقش ظلم ميکرديم
يه موقع هايي فقط سعي ميکنم به خوبي هايي همکارم ((نيکخواه )) نگاه کنم خودمو اروم کنم
اين ادم فرشته است ٰادم نيست اصلا از جنس ادميزاد انگار نيست
اما خدا اون روز رو نياره که منم کم بيارم ديگه ببرم
چرا اخه ما مراقب حرفامون و رفتارامون نباشيم تا يه نفر کم بياره
شده عادت برام
بدي هاي ديگرونو ببينم
بگم خدا ميسپرم به خودت
خدا ببين
ببين خودت
بازم ميگذرم فقط تو ببين ................................


ناراحتم ازت روزگار 